پيام
+
خدايا به چه زبوني بگم دوستت دارم

*سحربانو*
90/2/3
شاعره
دوست دارم به آغوشت بكشم و لبريز از عشق بشم
شاعره
دوست دارم فرياد بزنم و بگم خدا دوستتت دارمممممممم
MAHMOODD
عربي بگو!!!!
♥ ح. بالايي
تركي تانريم سئويرم سني
MAHMOODD
سلا م حميده خانوم بازم؟؟؟؟؟!!!!!!!
شاعره
من جدي مي گم مقوله به اين قشنگي رو .... نكنيد بعدشم لايكاتون كو (شكلك قهر و اينا)
♥ ح. بالايي
سلام آقا محمود نه فقط راهنماييشون كردم اگه تركي خواستن بگن نمونن
MAHMOODD
لايك زدم كه!!! تازه تو دلتون هم بگيد خدا ميشنوه... البته راس ميگي فرياد حالش بيشتره :))))
*کوثرعلوي *
هر جور راحتي ...
شاعره
مرسي ممنون، جملات زيبا مي خوام. هر كي لبريزه از عشق بسم ا...
*کوثرعلوي *
هيچ ترتيبي و آدابي مجو / هرچه مي خواهد دلتنگت بگو
شاعره
ممنون، اينم زيبا بود... مفهوم اين بيت منو ياد داستان چوپان موسي ميندازه و اون شعر قشنگ مولانا...
منتظر بيداري
به زبان بندگي....
شاعره
زباني بس زيبا اما سخت است
شاعره
خواهش مي كنم به فيد نگاه عارفانه داشته باشيد
شاعره
بسيار زيبا
شاعره
آري با زبان حال و با زبان جان بايد با جان جانان صحبت كرد
شاعره
بله اهلبيت با زبان عشق صحبت كردند...عشق بر جان و دلشون شرر زد. كاش مي شد مثل اونها عشق بازي كنيم. ( آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند* آيا بود كه گوشه چشمي به ما كنند)
مي نوش.
عاشقان را سر شوريده به پيکر عجب است......
شاعره
دوست دارم مثل ميثم عاشقي ديرينه باشم... بر سر داري كه...
مي نوش.
دادن سر نه عجب، داشتن سر عجب است...
شاعره
عشق تو نهال حيرت آمد* وصل تو كمال حيرت آمد_بس غرقه حاصل وصل كه اخر هم بر سر حال حيرت آمد_يك دل بنما كه در ره او *بر چهره نه خال حيرت آمد...../ طبيب عشق مسيحل دمس و مشفق ليك....(نظر حذف شده)
مي نوش.
....ليک چو درد در تو نبيند که را دوا بکند؟
شاعره
ممنون ساقيا جان، ممنون كه كاملش كردي؛ طبيب عشق مسيحا دمست و مشفق ليك* چو درد در تو نبيند كه را دوا بكند؟
شاعره
عشق را علي در بند بند وجود حسين نهادينه كرد_معمار عشق را چقدر تحسين بايد كرد
شاعره
به به دوستان ممنونم، احساسم رو سر شار از عشق و شاعرانه ها كرديد كرديد بيت بالا رو بداحه گفتم
ميراب عطش
خيلي مطلبت و عكست تكون دهنده بود حواصم نبود به روز شدي خبرم كن
مي نوش.
اينو خودت سرودي شاعره خانم؟ عشق تو نهال حيرت آمد* وصل تو كمال حيرت آمد_بس غرقه حاصل وصل كه اخر هم بر سر حال حيرت آمد_يك دل بنما كه در ره او *بر چهره نه خال حيرت آمد.....
شاعره
نه عزيزم اينو من نگفتم اين از حافظه اما (دوست دارم مثل ميثم عاشقي ديرينه باشم... بر سر داري كه...) از خودم بود همچنين اين بيت شعر (عشق را علي در بند بند وجود حسين نهادينه كرد_معمار عشق را چقدر تحسين بايد كرد) از منه بي مايه بود
مي نوش.
برسر داري که ؟ بقيه اش رو نگفتي هنوز؟
شاعره
بقيه اش هم گفتم اما اينجا نمي گم به خاطر حفظ آثار ادبي:دي البته هنوز كامل كامل نشده...
مي نوش.
آفرين چقدر زيبا ....پس خيلي بايد مستعد باشي که في البداهه شعر سرودي! بعدا که کامل شد بذار توي وبلاگت ما هم استفاده کنيم
شاعره
مرا تا عشق تعليم سخن كرد_حديثم نكته هر محفلي بود*مگو ديگر كه حافظ نكته دان بود_كه ما ديديم و محكم جاهلي بود (البته بلا تشبيه)